“ما مسائل را آن طور که هستند نمی بینیم ، بلکه آنها را طوری که خودمان هستیم می بینیم.” آنایس نین
“داشتن یک نگرش ذهنی مثبت، این است که به جای گفتن اینکه کاری را نمی توانم انجام دهم، به این سوال پاسخ دهیم که چگونه کاری می تواند انجام شود.” بو بنت
“اینکه فردی خوش بین باشید که گاهی اوقات اشتباه می کند، بهتر است تا اینکه فردی بدبین باشید که همیشه درست میگوید.” ناشناس
این افکار منفی با یک فکر یا احساس شروع می شود یا ممکن است با یک جمله که شخصی میگوید، شروع شود و سپس این باعث فرو رفتن شما در خودتان می شود. برای خودتان تاسف می خورید،نگران میشوید یا به این فکر میکنیدکه “چرا اصلا باید کاری بکنم؟ که چه شود؟” و این گونه کم کم در افسردگی غرق میشوید. این افکار منفی به راحتی میتواند شما را از داشتن زندگی دلخواهتان دور کند.
بنابراین می خواهیم ۱۲ روش و عادت را به اشتراک بگذاریم که به شما برای جلوگیری و غلبه بر افکار منفی کمک کند.
-
وقتی در شرایطی هستید که منفی به نظر میرسد، نکتهای خوب و مفید را در آن پیدا کنید.
اگر شکست خوردهاید یا موفق نشدهاید، متاسفانه پس از آن نگاهی منفی به همه چیز دارید و افکار منفی شروع به تهدید و تخریب دیدگاهتان میکند. برای مقابله با آن، بهتر است سوال های زیر را از خود بپرسید. سوالاتی که به شما کمک خواهد کرد تا احساس بهتری کنید و همچنین باعث رشدتان میشود. سوالاتی مثل:
نکته خوب و مفید این شرایط چیست؟
دفعه بعدی چه کاری را می توانم به طور متفاوت انجام دهم تا نتیجه بهتری داشته باشم؟
چه چیزی از این شرایط می توانم یاد بگیرم؟
در این شرایط بهترین دوست من چطور از من حمایت میکند؟
-
یادآوری: مردم به آنچه شما می گویید یا انجام می دهید، اهمیت زیادی نمیدهند.
اگر به این فکر کنید که اگر این کار را انجام دهم یا ندهم ممکن است چه حرفهایی پشت سرم بزنند، خیلی راحت به افکار منفی اجازهی ورود به ذهنتان را میدهید و ممکن است خود را در دام تجزیه و تحلیلهای مخرب بیندازید. غرق شدن در افکار منفی میتواند به سادگی شما را ازآنچه میخواهید و از واقعیت دور کند.
در واقع مردم آنقدر زمان، توجه یا انرژی ندارند که در مورد آنچه شما انجام می دهید فکر کنند یا صحبت کنند. ذهن آنها با فرزندان خود، شغل، حیوانات خانگی، سرگرمی ها، ترس و نگرانیهای خودشان پر است.
این یادآوری می تواند به شما کمک کند که خود را از محدودیتهایی که در خودتان ایجاد کردهاید، رها کنید و به خود کمک کنید تا گامهای کوچک (یا بزرگ) به سمت آنچه که عمیقا در زندگیتان می خواهید بردارید.
-
درمورد افکارتان سوال کنید.
وقتی که افکار منفی در ذهنم شروع به رشد کردن میکند، از خودم می پرسم که:
آیا باید شماها را جدی بگیرم؟
و جواب این است که: خب، نه. معلوم است که نباید این کار را انجام دهم.
از آنجا که در لحظه ای از زمان من خسته ام، یا گرسنه ام یا کار می کنم، بنابراین منفی بودن می تواند ذهن مرا تخریب کند. یا به جای اینکه روی ۹۵ درصد زندگیام که وجه مثبتی دارد فکر کنم روی یک اشتباه کوچک یا یک روز بد، بسیار تمرکز میکنم.
گاهی اوقات این سوال به من کمک می کند تا متوجه شوم که انجام یک اشتباه کوچک به این معنی نیست که تمام کارهایم اشتباه بوده یا عملکردم ضعیف بوده است یا به وجود آمدن یک اتفاق منفی به این معنی نیست که قرار است همه چیز بد پیش رود و اوضاع همین گونه بماند، البته در صورتی که انتخاب کنم خوش بین باشم و گام های کوچکی رو به جلو بردارم. در کل، پرسیدن این سوال باعث می شود که واقعیت را درک کنم و دیدگاهم را عوض کنم.
-
اجازه ندهید محیط اطرافتان منفی باشد.
فکرهایی که در طول روز آنها را به ذهنتان راه میدهید، بیشترین تاثیر را روی شما خواهد داشت. بنابراین شروع به سوال کردن از خودتان کنید. بپرسید:
سه منبعِ اصلی مولد منفی در زندگیام کداماند؟ ممکن است افراد، وبسایت، مجلات، پادکست ها،موزیک و… باشند.
سپس بپرسید چه کاری می توانم انجام دهم تا در این هفته زمان کمتری با این سه منبع بگذرانم؟
اگر نمیتوانید جواب این سوال را برای هر سهی آنها پیدا کنید، گام کوچکتری را بردارید و روی پیدا کردن راهکار فقط برای یکی از این سه منبع تمرکز کنید. سپس زمانی که در این هفته آزاد کردهاید را روی منابع مثبت و افراد مثبتی که در زندگیتان هستند تمرکز کنید. یا اینکه شروع به جستجو کنید و منابع مثبت جدیدی بیابید.
-
از کاه، کوه نسازید.
برای جلوگیری از تبدیل یک فکر منفی کوچک به هیولایی بزرگ در ذهنتان، از همین الآن با آن مقابله کنید. می توانید با استفاده از راهکار شمارهی سه در این مقاله (پرسش در مورد افکار) این کار را انجام دهید. یا می توانید کوچک نمایی کنید. این کار را با پرسیدن یک سوال انجام دهید مثل: آیا این موضوع در ۵ سال دیگر مهم خواهد بود؟ یا در ۵ هفته دیگر؟
این جواب به احتمال زیاد در بسیاری از موارد منفی است و متوجه میشوید که شما داشتید از کاه، کوهی بزرگ میساختید.
-
اجازه دهید که با صحبت کردن، افکار منفی از ذهنتان خارج شود.
انبار کردن افکار منفی روی هم و صحبت نکردن در مورد آنها، کمکی به شما نمیکند. بنابراین به آنها اجازه خارج شدن بدهید. درمورد شرایط یا افکارتان با شخصی که صمیمی هستید، صحبت کنید. تخلیه شدن حتی اگر فقط برای چند دقیقه باشد، میتواند به شما کمک کند تا شرایط را با دیدگاه جدیدی ببینید. صحبت در مورد مسائل، باعث میشود هر دو طرف بتوانند دیدگاهشان را وسیعتر کنند و برنامه و راهکاری مفید و اثربخش برای آن پیدا کنند.
-
در زمان حال زندگی کنید.
وقتی افکار منفی به ذهنتان هجوم میآورند، معمولا راجع به چیزهایی هستند که قبلا اتفاق افتاده یا چیزهایی که ممکن است اتفاق بیفتد یا هردو مورد؛ همهی آنها طوری ترکیب می شوند که روحیه و افکارتان را درگیر خود میکنند. به جای آن توجهتان را کاملا به زمان حال و چیزی که در این لحظه وجود دارد، جلب کنید. آن را به یک عادت تبدیل کنید تا بیشترِ زمانتان را در لحظه ی حال بگذرانید و این گونه، به طور طبیعی افکار منفی کمتری خواهید داشت و از فکری بازتر و سودمندتر برخوردار می شوید.
دو روشی که شما را از گذشته به این لحظه می آورد:
-
فقط روی تنفستان تمرکز کنید.
۱ تا۲ دقیقه در زمان حال توقف کنید و نفس عمیق بکشید. مطمئن شوید که با شکمتان و از طریق بینی نفس میکشید. در طول این زمان فقط روی ورود و خروج هوا تمرکز کنید و نه چیز دیگری.
-
نگاهی به دنیای اطرافتان داشته باشید.
۱تا۲ دقیقه آسوده باشید، و توجهتان را روی آنچه که اکنون اطرافتان است قرار دهید، نه چیزی دیگر. فقط به مردمی که در بیرون پنجرهتان رفت و آمد می کنند، کلمات و سر وصداهای مبهمی که در خیابان شنیده می شود، بوی فضای اطرافتان و درخشش خورشید و گرم شدن پوستتان تمرکز کنید.
-
یک نرمش کوتاه داشته باشید.
من فهمیدهام که وقتی با افکار منفی درون ذهنم مشکل دارم، برای تغییر حال و هوا، میتوانم از بدنم استفاده کنم. بنابراین ۲۰ تا۳۰ دقیقه ورزش و نرمش میکنم و وزنه سبک، بلند می کنم.
این کار به من کمک می کند تا تنش و نگرانی درونیام را آزاد کنم و ذهنم را مجددا متمرکز کنم.
-
اجازه ندهید که ترس های مبهم، شما را به پایین بکشد.
اشتباه رایجی که مردم انجام می دهند این است که وقتی ترس ها به سراغشان می آید(و برای من چندبار اتفاق افتاده) به جای مقابله با آنها، ازشان فرار می کنند.
البته طبیعی است که احساس برانگیختگی کنیم و بخواهیم که از آن دوری کنیم اما وقتی ترس ها مبهم باشند، میتوانند ترسناکتر باشند. بنابراین چه کار می توانید بکنید؟ چیزی که در یافتن جواب این سوال به شما کمک میکند این است:
بیایید صادق باشیم، بدترین چیزی که در این شرایط می تواند اتفاق بیفتد چیست؟ وقتی عمیقا به قضیه نگاه کنید، متوجه می شوید که بدترین چیزی که میتواند رخ می دهد آنقدر هم بد نیست و چیزی است که حتی اگر اتفاق بیفتد باز میتوانید مسیر را ادامه دهید. احتمالا می توانید شروع به فهرست نویسی و انجام فعالیتی کنید که احتمال رخ دادن بدترین سناریو را کاهش دهد. با این کار شرایط و کارهایی که باید انجام دهید برایتان واضحتر میشود و بنابراین ترس ها نیز به آرامی کوچک و کوچکتر می شوند.
-
مثبت بودن را به زندگی فرد دیگری بیاورید.
اگر در افکار منفی غرق می شوید یا احساس قربانی بودن می کنید، یکی از ساده ترین روشها برای خلاصی از این افکار این است که روی فرد دیگری تمرکز کنید. با اضافه کردن انرژی مثبت به زندگی او از طریق چندین روش، می توانید احساس بهتری کنید و خوشبینتر باشید.
چندین روش برای افزودن انرژی مثبت به زندگی فردی دیگر در ادامه ذکر شده است:
- مهربان باشید. از او تعریفی صادقانه کنید، در را برای او نگه دارید یا وقتی با اتومبیلتان رانندگی میکنید، اجازه دهید در خط شما رانندگی کند.
- کمک کنید. به او توصیههایی دهید که قبلا به شما کمک کرده است یا در جابجایی خانه یا برنامه ریزی و آماده سازی برای مهمانی آخر هفته به او کمک کنید.
- فقط حضور داشته باشید. برای چند دقیقه به او گوش دهید و تمرکز کنید طوری که خود را تخلیه کند. با او صحبت کنید تا از شرایط سخت خارج شود و مسیر خود را پیدا کند.
-
به خاطر چیزهایی که دارید سپاسگزار باشید.
وقتی منفی باشیم، فراموش کردن خیلی چیزها در زندگی آسان است. مخصوصا آنهایی که بخش نرمال و طبیعی زندگی است و ممکن است فرض کنیم که همیشه آنها را داریم. چیزهایی که دوست دارم آنها را مورد توجه قرار دهم و در زمانهای منفی، احساس قدردانی نسبت به آنها داشته باشم عبارتند از:
- سه وعده غذا در روز
- سقفی بالای سرم در شبهای سرد و روزهای بارانی و روزهایی که باد شدید می وزد.
- آب پاکیزه هرچقدر که بخواهم.
- خانواده و دوستانی مهربان و حمایت کننده
-
فردا را با روش دیگری شروع کنید طوری که حال وهوای مثبتی را برای روزتان فراهم کند.
سالی که نکوست از بهارش پیداست. روزی که نیکو و خوب باشد هم از صبحش و نحوهی شروع روز مشخص میشود. یک شروع بدبینانه و منفی باعث می شود مسائل اطرافتان دشوار شود. اما شروعی مثبت، اشتیاق، خوش بینی و نگرش مثبتتان را تا وقتی که دوباره به خواب بروید، فراهم میکند.
دو راه ساده که روزتان را به شکلی مثبت شروع کنید به شرح زیر است:
- یک یادآوری ساده که درست در زمانی که از خواب بیدار می شوید آن را ببینید. این می تواند یک یا دو نقل قول الهام بخش باشد. یا ممکن است هدف یا رویایی باشد که شما را در حال حاضر پر شورتر می کند. آن را روی کاغذی بنویسید و در کنار میز یا یخچال نصب کنید. یا آن را به عنوان قسمتی از صفحه قفل گوشی هوشمندتان قرار دهید.
- برخی از اطلاعات و مکالمه های مثبت را در ذهن خود جاری کنید. گوش دادن به پادکست، خواندن یک وبلاگ یا پست جدید یا فصلی از یک کتاب که به شما انگیزه می دهد یا شما را خندان می کند یا اینکه مکالمه ای سرگرم کننده یا نشاط بخش با شریک زندگیتان، فرزندان یا همکار خود داشته باشید.